دانلود آهنگ شهروز اولیایی ماهیگیر

دانلود آهنگ شهروز اولیایی ماهیگیر

دانلود آهنگ گیلکی و شاد شهروز اولیایی ماهیگیر

Shahrooz Oliyaei – Mahigir

.

ماهیگیرم ماهیگیرم بومام تی دسته بگیرم

می دستانه وله نوکون لیلا لیلا.

سلام شهروزم اولیایی

ماهیگیرم ماهیگیرم بومام تی دستا بیگیرم

می دستانه ویله نوکون لیلا لیلا

ماهیگیری ماهیگیری بومای می دستا بیگیری

می دستانه موچه بزن یالا یالا

اگه تو می یاری باید بوگوم می دارو نداری

  1. gilish گفت:

    کی میاد؟

  2. فرید گفت:

    عالی هستی گیل موزیک

  3. mamal گفت:


    گیلان سیمای زیبایی دارد. سبزی شورانگیز منظرش و هم آبی سکرآوری که در رگانش جاری‌ست به آن جلوه‌‌ای مفرح و دلکش بخشیده. گیلان را اما نه به چشمِ دیده می‌شود فهمید، که حقیقتش را باید در پسِ پشتِ آن سبزآبیِ راهزنِ اغواگر جست؛ از نغمه‌های آتشینِ خنیاگرانش، در شعر بی‌‌قرارِ شاعرانِ سینه سوخته‌اش، در چاردانه‌هایی که آمیخته به شور و اندوه‌اند…

    از پیرشرفشاه دولاییِ سده‌‌ی۸، تا روزگار معاصر، چاردانه‌ها (دوبیتی‌ها) مخزن‌ امنِ اندوهانِ قوم گیل و دیلم‌اند. گنجی گرانسنگ که در سینه‌‌‌‌ی شاعران و ترانه‌سازانِ آتش به جان‌شده‌ای چون دامونی مدفون و محفوظ است.

    از ماموَلی مظفری/ دامونی (۱۳۱۷) تا گاهی مثل اینروز (۵تیر۶۲) که- به حکم حادثه- جوان رفت، بسیار شنیدنی باقی‌ست. سروده‌هایش تکه‌ای از روح گیلان‌اند؛ آنقدر محزون و باروَر که ابر، آنقدر زیبا و نشاط‌آور که باران، آنقدر صمیمی و جور که دریا…

    جوما حالا در سالمرگ #محمدولی_مظفری برای او می‌خواند.
    این ترانه پیشکشی‌ست به جانِ شیفته‌ او، با مَدد از چاردانه‌های جانانه‌‌ی #شهدی_لنگرودی (۱۳۰۹-۱۳۷۱) از سالهای سخت و سنگین دهه‌ی‌۳۰ که انگار آیینه‌‌ای برابر روزگار ما و دامونی‌ست:

    جورَبو
    شعر: منسوب به سیروس مقصودی، شهدی لنگرودی
    آهنگ و اجرا: جوما
    ضبط: تیر ۱۴۰۰

    بنالین بولبولون غم نزدیکَ بو
    اَلاتی‌تی بوشو راه تاریکَ بو
    مگه نِی‌‌نین غمه جی ای درخته
    زمین فوده خو ولگَ باریکَ بو (شهدی)

    دوباره آسمان دیل پورَ بو
    سیاه‌ابران جیر مهتاب کورَ بو
    ستاره دانه‌دانه رو بیگیفته
    عجب ایمشب بساط غم جورَ بو (منسوب به مقصودی)

    کبوترجون بیه بیتابه می‌دیل
    می‌چُشمونه موسون بی‌خوابه می‌دیل
    تو وقتی پر زنی پرپر زنم مو
    کبوتر پر نزن خونابه می‌دیل

    او را که شودَ بوم فرداَ ویسین بو
    دوایی خواسه بوم دردَ ویسین بو
    اگر خون تیر بزه او شو می پا جی
    فقط تی دیم کوله زردَ ویسین بو (شهدی)

    • برگردان به فارسی:
    ناله سر کنید بلبلان، غم نزدیک شد
    ماه رفت و راه تاریک شد
    مگر نمی‌بینید که این درخت از غم
    زمین ریخت برگهایش را و باریک شد
    دوباره دل آسمان پُر شد
    مهتاب زیر ابرهای سیاه پنهان شد
    ستاره‌ها دانه دانه رو گرفتند
    عجب امشب بساط غم جور شد
    کبوترجان بیا دلم بی‌تاب است
    مانند چشمهایم، دلم بی‌خواب است
    وقتی تو پر می‌زنی، من هراسان می‌شوم
    پر نزن کبوتر، که دلم خوناب است
    آن راهی که می‌رفتم به خاطر فردا بود
    دوایی که می‌خواستم به خاطر دردی بود
    اگر آن شب از پایم خون فواره زد
    فقط به خاطر چهره‌ی زرد تو بود…

    @JUMAMUSIC

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *